عبد الحي حبيبى

77

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

اكنون اين روايت مغتنم و گرانبهاى البيرونى را مطرح كاوش و پژوهش قرار داده و در اطراف هر يكى از نامها معلومات ديگرى را افزوده ، و افراد سلسلهء كابلشاهان را تاجائى كه شناخته شده‌اند تعيين ميكنيم . كنك ريناود M . REINAUD در كتاب منتخبات عربيه و يادداشتهاى هند كنك را همان شاه بزرگ كوشانى كنيكا - كنيشكا شمرده است ولى تهوماس THOMAS باعتماد ترجمه - هايى كه از منتخبات اقوال البيرونى شده ، كنك را آخرين فرد كابل شاهان و سلف متصل سامند برهمن ميداند . كه درينصورت بايد اين شاه كنك دوم و غير از كنك مذكور در قول البيرونى باشد « 1 » در متن كتاب الهند البيرونى كنك همانست كه بهار پشاور به او منسوب بود ، و قصد تسخير كنوج كرد ، و بقول البيرونى آخرين شاه اين سلسله لكتورمان است ، « و كان آخرهم لكتورمان » ولى مورخان بعدى اين قول البيرونى را بوجه ديگر نقل كرده‌اند ، كه تهوماس بعد از ديدن نسخ خطى ، آن را معتمد عليهاى خود قرار داد . وى در كتب خانه جمعيت آسيايى لندن نسخهء خطى عربى جامع التواريخ رشيد الدين فضل اللّه وزير ( تاليف 704 ه ) را يافت كه در ان گويد : « و رجع كنك الى ولايته و هو آخر ملوك كتورمان » و اصل اين عبارت عربى در نسخهء فارسى موزيم بر طانوى چنين است : « و كنك بولايت خود معاودت كرد ، و آخرين پادشاهان كتورمان بود » « 2 » و همين مطلب در نسخ خطى تاريخ بناكتى فخر الدين ابو سليمان داود بن محمد

--> ( 1 ) - فراموش نشود كه مسعودى نيز فيروز بن كنك را ملك زابلستان نام برده است و در مبحث گذشته نيز بحوالت مروج الذهب ذكر رفت . ( 2 ) - تعليقات هوديوالا بر تاريخ هند از ايليوت 2 / 403